توكل:

توكل در رابطه فرد با خدا مطرح است. كه اين رابطه در اعمال انسان تأثير داشته و رابطه فرد با خدا را نمايان مى‏سازد. در حاليكه انسان رابطه خويش با خدا را از طريق دعاء، إستعاذه، انجام فرايض، و مستحبات نيز نشان مى‏دهد، در توكل جنبه‏اى از رابطه فرد با خدا نمايان است كه تلويحا فرد متوكّل پيش فرضهايى را پذيرفته است كه مهمترين آنها باور و ايمان به قدرت، حكمت و شفقت خداوند به بندگانش مى‏باشد. و همين جنبه اعتماد و ايمان است كه رابطه توكّل گونه را از انواع ديگر رابطه‏ها متمايز مى‏كند. براى برجسته كردن همين جنبه است كه ملا احمد نراقى در كتاب معراج السعاده توكّل را در زير باب «حُسنِ ظن به خداوند متعال» شرح مى‏دهد. اين جنبه اعتماد از نظر عرفانى بسيار با اهميت است چون دوستى اركانى دارد كه از مهمترين آنها «اعتماد» است. بخاطر همين درجه بالاى توكل است كه خداوند توكل كنندگان را دوست مى‏دارد. و در قرآن مى‏فرمايد إنّ اللّه يُحِبُّ المُتَوَكِلّين.

 

در توكل فرد همچنين به وعده‏هاى خداوندى در قرآن علم و ايمان دارد و مى‏داند كه خداوند به اهداف خود خواهد رسيد و تلاشهاىِ انسان در راه خدا بى نتيجه نخواهد ماند. لازمه پياده كردن توكل در عمل تشخيص وظيفه و برنامه‏هاى فردى و شخصى از برنامه‏هاى خداوندى است و تفكيك اين امر است كه مسئوليت انسان در كوشش و تلاش تا چه حدى است و از چه مرزى ديگر مسئوليت انسان تمام شده تلقى مى‏گردد، و فرد بايد كار را به كاردان واقعى (يعنى خداوند متعال) واگذار نمايد.

ز لحاظ اعتقادى انسان مى‏بايد باور داشته باشد كه زمانى كوششهايش مثمرثمر خواهند بود كه توأم با خداست و مشيت الهى مى‏باشد؛ يعنى كوشش انسان براى رسيدن به مطلوب هر چند لازم است ولى كافى نيست و توفيق خداوندى نيز بايد با آن قرين گردد تا انسان بتواند به مطلوب خود برسد.

از علائم و ويژگيهاى افراد متوكل اين است كه از روى آورد روزگار خيلى به خود نمى‏بالند و از برگشت و ادبارِ آن زياد دچار تشويش و اضطراب نمى‏شوند، بلكه تا حدامكان براى رسيدن به مطلوب كوشش مى‏نمايند و نتيجه كار را به خدا واگذار مى‏نمايند و اطمينان دارند كه خداوند آنان را در رسيدن به مطلوب كمك خواهد كرد. در حقيقت حال اين افراد بمانند اشخاصى مى‏باشد كه به حصار و قلعه عظيمى پناه برده و درِ آن را به روى دشمن بسته‏اند. اينان از مشكلات به حصار توكل روى آورده‏اند كه فردى را ياراى پيروزى بر آن قلعه نيست. لذا اضطراب و خوف براى آنان معنى ندارد.

افراد متوكل به اتفاقات زندگى معنايى مى‏دهند كه آنان را در تعبير و تفسير پديده‏هاى زندگى كمك نموده و به توازنِ شناختى و عاطفىِ آنان كمك مى‏نمايد، و آنان را از خلاء زيستى، بى هدفى، پوچى و سردرگمى رهايى مى‏بخشد. اين افراد با تمام كوششى كه در راستاى رسيدن به مطلوب و مقصود به كار مى‏گيرند، اگر نتيجه موافق طبعشان نبود و نتيجه نامساعد گرفتند، باور دارند كه خير واقعى را خداوند مى‏داند و به فرمايش خداوند در قرآن باور دارند كه مى‏فرمايد:

«وَ عَسى أَن تَكْرَهوا شَيْئا وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسَى أَن تُحِبُّوا شَيْئا وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنتُمْ لا تَعْلَمُون».

يعنى: چه بسا ناخوش داريد چيزى را در حاليكه خير شما در آن باشد، و چه بسا از چيزى خوشتان آيد در حاليكه بدىِ شما در آن باشد، خدا مى‏داند در حاليكه شما نمى‏دانيد.

يكى ديگر از ابعاد توكل به خدا، اميدوارى انسانِ متوكل به لطف خداوند متعال در شرايط سخت زندگى است. اميدوارى به رستگارى و رسيدن به مطلوب و نجات يافتن از ناراحتى‏ها و غم و اندوه، گشايش گرفتاريها، و نصرتِ حقّ در غلبه بر باطل، هدايت از گمراهيها به سوى نور، همه از بركات توكل است. فرد متوكل به وعده‏هاى نصرتِ خدا در قرآن اعتقاد و ايمان دارد لذا در گرفتاريها خود را نمى‏بازد.